داستان

سکوت بزرگ

نویسنده: تد چیانگ /ترجمه‌: فرزانه طاهری
انسان‌ها از رصدخانه‌ی رادیویی آرِسیبو استفاده می‌کنند تا موجودات هوشمند فرازمینی را بیابند. تمایل آن‌ها به برقراری ارتباط چنان شدید است که گوشی ساخته‌اند که می‌تواند صداهای آن‌ سوی کهکشان را هم بشنود...
انسان‌ها از رصدخانه‌ی رادیویی آرِسیبو استفاده می‌کنند تا موجودات هوشمند فرازمینی را بیابند. تمایل آن‌ها به برقراری ارتباط چنان شدید است که گوشی ساخته‌اند که می‌تواند صداهای آن‌ سوی کهکشان را هم بشنود.
اما من و طوطی‌های دیگر همین‌جا بیخ گوش‌شان هستیم. چرا به شنیدن صدای ما علاقه‌ای ندارند؟
ما نوعی غیرانسان هستیم که قادریم با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم. آیا دقیقا همان چیزی نیستیم که انسان‌ها به جست‌وجویش هستند؟

جهان چنان وسیع است که حیات هوشمند قطعا بارها پیدا شده است. جهان در ضمن چنان کهن است که حتی نوعی حیات مجهز به فناوری هم فرصت داشته که تکوین بیابد و کیهان را پر کند. با این‌همه در هیچ‌کجا جز بر کره‌ی زمین حیات وجود ندارد. انسان‌ها به این پدیده تناقض فِرمی می‌گویند.
یکی از راه‌حل‌های پیشنهاد‌شده برای حل تناقض فِرمی این است که نوع هوشمند تلاش کرده تا حضورش را پنهان کند مبادا هدف حمله‌ی مهاجمان متخاصم قرار بگیرد.
من در مقام عضوی از یک نوع که انسان‌ها آن را تقریبا تا آستانه‌ی انقراض برده‌اند، می‌توانم گواهی بدهم که راهبرد خردمندانه‌ای است.
بی‌سروصدا زندگی کردن و اجتناب از جلب توجه عاقلانه است.
تناقض فِرمی را گاه به نام سکوت بزرگ می‌خوانند. جهان قاعدتا بایست مملو از صداهای ناهمگون باشد اما به‌ نحو تشویش‌آوری بی‌صدا است.
برخی از انسان‌ها این نظریه را مطرح کرده‌اند که انواع هوشمند پیش از این‌که بتوانند پای از کرات خود بیرون بگذارند منقرض می‌شوند. اگر حق با آن‌ها باشد، در این صورت این سکوتِ سنگینِ آسمانِ شب سکوتِ گورستان است...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code