پايان خوش

داستان امدادی

نویسنده:
برای آن‌ها که نمی‌دانند، دوی امدادی همان رشته‌ای است که در آن هر کدام از چهار عضو تیم به‌نوبت فاصله‌ی مشخصی را می‌دود و در پایان مسیر، یک میله‌ی کوچک را به نفر بعد می‌دهد تا مسیرش را شروع کند. دوی امدادی به همین دلیل، جایی بین رشته‌های انفرادی و تیمی قرار می‌گیرد؛ هر نفر نقشش را به‌تنهایی بازی می‌کند اما در نهایت، این کل زمانِ هر چهار نفر است که برنده را بین تیم‌ها مشخص می‌کند....
برای آن‌ها که نمی‌دانند، دوی امدادی همان رشته‌ای است که در آن هر کدام از چهار عضو تیم به‌نوبت فاصله‌ی مشخصی را می‌دود و در پایان مسیر، یک میله‌ی کوچک را به نفر بعد می‌دهد تا مسیرش را شروع کند. دوی امدادی به همین دلیل، جایی بین رشته‌های انفرادی و تیمی قرار می‌گیرد؛ هر نفر نقشش را به‌تنهایی بازی می‌کند اما در نهایت، این کل زمانِ هر چهار نفر است که برنده را بین تیم‌ها مشخص می‌کند.
 داستان‌ها اصولا انفرادی نوشته می‌شوند. ساختن یک جهان تازه با جزئیات و کاراکترهای خاص، معمولا کاری نیست که به‌سادگی بشود بین چند نفر تقسیمش کرد اما همین ویژگی چالش جالبی پدید می‌آورد: آیا می‌توان داستانی را در حد فاصل دنیای انفرادی و تیمی پیش برد؟ آیا می‌شود داستان را امدادی نوشت؟ جواب این کنجکاوی چیزی است که در ادامه می‌بینید. یک شروع 200 کلمه‌ای نوشتیم و آن را به دو تیم چهار نفره از نویسندگان دادیم تا ادامه‌اش بدهند؛ یک گروه در ژانر طنز و یک گروه در ژانر ملودرام. هر نفر بین 1000 تا 1500 کلمه سهمیه داشت اما در مواردی، مثلا داستانی كه نیاز به الزامات روایی بیشتر داشت، این سهمیه را تا 2000 كلمه افزایش دادیم. نتیجه دو داستان 6000 کلمه‌ای است که از یک نقطه شروع شده‌اند اما دو راه مختلف رفته‌اند. طبیعی است که داستان‌ها انسجامی را که از یک داستان انفرادی انتظار می‌رود نداشته باشند اما نکته‌ی ماجرا بیشتر از آن‌که انسجام باشد، خلاقیت و انعطاف‌پذیری است؛ این‌که نویسنده تا چه اندازه می‌تواند روایتی را که به دستش رسیده، بدون ایجاد تناقض در فضا یا شخصیت‌ها، ادامه بدهد و آن را در موقعیتی مناسب به دست نفر بعد برساند یا به پایان ببرد....




ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code