در آستانه

خنده و فراموشی

نویسنده: مینا فرشیدنیک
آدم فراموشكار است، آفریده شده كه فراموش كند. اگر قرار بود همه‌ی چیزهای به‌دردنخور زندگی را توی چمدان‌های سفری نگه داریم، اگر همه‌ی شك‌ها، همه‌ی ترس‌ها، همه‌ی دلواپسی‌ها و وسواس‌هایمان را با خودمان این‌ور آن‌ور می‌كردیم سنگین‌بارترین موجود روی خشكی می‌شدیم، سنگین‌تر از فیل‌ها...
آدم فراموشكار است، آفریده شده كه فراموش كند. اگر قرار بود همه‌ی چیزهای به‌دردنخور زندگی را توی چمدان‌های سفری نگه داریم، اگر همه‌ی شك‌ها، همه‌ی ترس‌ها، همه‌ی دلواپسی‌ها و وسواس‌هایمان را با خودمان این‌ور آن‌ور می‌كردیم سنگین‌بارترین موجود روی خشكی می‌شدیم، سنگین‌تر از فیل‌ها. شش ماه اول سال و مهر همدست می‌شوند كه تا این‌جا همه‌چیز را فراموش كنیم، آبان اما رگ خواب ما را مى‌داند و برایمان دلبری مى‌كند. هفت ماه صبر می‌كند تا سر موقعش چمدان‌هایمان را نشان‌مان دهد، هفت ماه تمام كه اشتیاق ما را برای سبكباری تماشا كرده. دست می‌گذارد روی شانه‌مان و نهیب می‌زند كه سال دارد تمام می‌شود، با خنده‌ای توی صورتش این را می‌گوید، با كمی سربه‌هوایی. آبان تردید ما را برمی‌دارد و به‌مان یقین می‌دهد. شوق این‌كه از جایمان بلند شویم و یكی دو كار را از فهرست كارهای امسال ‌خط بزنیم و آن‌هایی را نگه داریم که سال‌مان را می‌سازند. برای موجودی كه آفریده شده تا فراموش كند آبان هم درد است هم درمان. فراموش‌شده‌ها را به یادمان می‌آورد و نشان‌مان می‌دهد که از دست کدام‌شان خلاص شویم.
از روز اول هشتمین ماه سال می‌شود مطمئن گفت كه كدام چمدان‌ها را باید ول كرد و كدام را باید برداشت.

درباره‌ی این شماره:
 «میان‌فصل پاییز» در بخش داستان خارجی این شماره به دبیری مترجم باسابقه‌ی کشورمان مژده دقیقی گردآوری شده است. ایده‌ی دبیر مهمان بخش داستان ترجمه را در شماره‌ی مرداد با عنوان «میان‌فصل تابستان» با چهار داستان آلمانی آغاز کردیم و در این شماره سراغ سه داستان از زبان انگلیسی رفته‌ایم و قصد داریم این روند را در ماه دوم هر فصل ادامه دهیم. ایده‌ی «میان‌فصل» این فرصت را ایجاد می‌کند که علاوه بر بهره‌مندی بیشتر از توانایی، سلیقه و رویکردهای به‌روز مترجمان باسابقه‌ی کشور در فرایند انتخاب داستان، امکان تمرکز بر داستان‌های کوتاهی از یک زبان واحد را نیز در تك‌شماره‌هایی از مجله افزایش دهیم. سه داستان کوتاه این شماره از زبان انگلیسی انتخاب شده‌اند و یادداشت دبیر مهمان در ابتدای بخش داستان، مخاطبان را با دنیای ترجمه از ادبیات انگلیسی‌زبان و دلیل انتخاب این داستان‌ها بیشتر آشنا می‌کند.

 بخش «درباره داستان» این شماره نیز با نگاهی به پرونده‌ی «میان‌فصل پاییز»  فراهم شده. «داستانی كه جادو می‌كند» گفت‌وگویی است با دنیس جانسن، «اگر زودتر بورخس می‌خواندم» گفت‌وگویی با تد چیانگ و «دو تا راست و یک دروغ» جستاری است از ادریَن سِلت که مخاطبان را با نویسندگان این سه داستان بیشتر آشنا می‌کند.

 هفته‌ی کتاب در آبان‌ماه بهانه‌ای شد تا بخش روایت‌های داستانی این شماره را به این موضوع اختصاص دهیم. «سارویه جای»روایتی است از ساخت یك كتابخانه در ایران باستان، «آداب گنجوری» بخشی است از كتابچه‌ی معرفی «كتابخانه‌ی بهرام‌میرزا» در پانصد سال پیش و «از رفتن و خواندن مضایقه نكنید» برگزیده ای است از اولین آگهی‌های تبلیغاتی قرائت‌خانه‌ها در ایران که شما را با حال و هوای هفته‌ی کتاب بیشتر همراه می‌کند.

 فراخوان سومین دوره‌ی جایزه‌ی داستان تهران سی‌ویکم شهریورماه با دریافت 1089 اثر به پایان رسید و مرحله‌ی اول داوری آثار بلافاصله آغاز شد. با اتمام این مرحله، آثار برگزیده جهت داوری نهایی در اختیار هیئت داوران قرار خواهد گرفت. داوری سومین دوره‌ی جایزه‌ی داستان تهران را علی خدایی، جواد محقق، ناهید طباطبایی، محمدحسن شهسواری و نفیسه مرشدزاده بر عهده دارند. گزارش آماری شرکت‌کنندگان سومین دوره‌ی جایزه‌ی داستان تهران را می‌توانید در بخش بازتاب این شماره ببینید



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code